• نقد و بررسی

    یاکوزا ۰: تولد دو اژدها

    حجم انبوهی از دعوا و بزن بزن با مقداری لازم از دراما و داستان تا توجه شما را نگه دارند و استفاده‌ی کمی از المان‌های کمدی، تجربه‌ای را رقم می‌زنند که جای خالیش بسیار در زندگیم حس می‌شد. تنها در این بازی شما می‌توانید از یک مکالمه‌ی خیلی جدی که هر لحظه ممکن است به مرگ شما ختم شود به محافظت از مایکل جکسون علیه زامبی‌ها یا مسابقه‌ی ماشین اسباب‌بازی در برابر بچه‌های کوچک بروید! و یاکوزا هم به هیچ عنوان در رابطه با داستان‌های فرعیش بخیل نیست و ۱۰۰تای آن‌ها را کنار تعداد زیادی مینی‌گیم معتادکننده در اختیارتان می‌گذارد. همینطور آنقدر محتوا دارد که در عرض چند هفته به…

  • چیزایی که این ماه دیدم,  نقد و بررسی

    جنون نهفته‌ی سری Monogatari(و راهنمایی برای سر در آوردن از آن!)

    قطعا این حس را تجربه کردید که بعد از تمام کردن بازی، کتاب، فیلم و در این خصوص انیمه‌ای که آنقدر معرکه است سعی می‌کنید آن را به تمام افرادی که می‌توانید با آنها ارتباط برقرار کنید، پیشنهاد دهید. مونوگاتاری دقیقا همین کار را با من کرد. از ‘آراراراگی’  گفتن‌های هاچکوجی تا اوپنینگ‌های چشم‌نوازش چنان من را شیفته‌ی خودش کردند که نمی‌توانستم صحبتی را بدون آوردن اسمش شروع کنم. ولی قبل از هر چیز، مونوگاتاری چی هست اصن؟ مهربونی با همه یعنی هیچ آدم خاصی وجود نداره خود کلمه‌ی مونوگاتاری (物語) به معنای “داستان” است و هر کدام از ۱۸ بخش این سری با نام‌های متفاوت مثل باک‌مونوگاتاری، نیسه‌مونوگاتاری و……

  • نقد و بررسی

    Persona 5: بازی خوبیه ولی به هرکسی پیشنهادش نمی‌کنم

    بعد از ویچر ۳ در به در دنبال عنوان نقش‌آفرینی بودم که بتواند جای خالیش را پر کند. تو این راه هم موفق بودم، هم ناموفق؛ درحالی که بعضی از بازی‌ها مثل لیسا و فال‌اوت نیووگاس چند تا از بهترین تجربه‌های نقش‌آفرینی را برایم رقم زدن، بازی کردن بعضی‌ها مثل کوتور، دیسکو الیسیوم و دیوینیتی اوریجینال سین برایم بسیار طاقت‌فرسا بود. با اینکه لیسا و فال‌اوت نیووگاس جفتشان بازی‌های خیلی خوبی هستند، مقدار محتوایی که ازشان بیرون کشیدم حتا نزدیک به نصف تعداد ساعاتی که صرف سه‌گانه‌ی ویچر کردم نبود. بالاخره بعد از ساعت‌ها در اینترنت گشتن و هزاران مقاله‌ی “بهترین بازی‌های نقش‌آفرینی تاریخ” خوندن، به سری پرسونا برخوردم.  پرسونا…

  • نقد و بررسی

    Lisa The Painful: رنج یک مرد شکست خورده

    یکی دو سال پیش بود که وقتی در یوتیوب گشت می‌زدم دانکی من را با لیسا آشنا کرد. گرافیک بازی زیاد به چشم نمی‌خورد بخاطر همین کاملا فراموشش کردم. تا اینکه یک هفته پیش خیلی تصادفی به یادش افتادم و بازیش کردم. باید اعتراف کنم که فکر نمی‌کردم بعد از آندرتیل به همین زودی با بازی ایندی نقش‌آفرینی با این حجم داستان، موسیقی بی‌نظیر و کاراکترهای دوست‌داشتنی روبرو بشم. لیسا با اینکه با موضوعات دردناکی همچون اعتیاد، افسردگی، خودکشی و از دست دادن نزدیکان دست و پنجه نرم می‌کند، یکی از خنده‌دارترین بازی‌هایی است که تا به حال تجربه کردم. جاهایی ریسک می‌پذیرد که عناوین AAA کمی حتا نزدیکش می‌شوند…

  • نقد و بررسی

    دث استرندینگ: نفسی تازه

    فکر کنید که رئیس یک شرکت غول‌آسای بازی‌های کامپیوتری هستید. چند دقیقه بعد با بازی‌ساز جوانی جلسه دارید. تصمیم دارید که اگر ایده‌ی نو و جالبی را ارائه داد بودجه‌ای را در اختیارش بگذارید تا بازی را برای شما بسازد. شما از این فرد خیلی چیز‌ها شنیده‌اید. می‌دانید که مغز متفکر پشت بازی‌های متال گیر است و ٰژانر مخفی‌کاری را به وجود آورده است. خب این آقا وارد می‌شود، سر میز می‌نشیند و شروع به صحبت کردن می‌کند. او به شما می‌گوید که کاراکتر اصلی یک پیک موتوری است؛ البته با بازی نورمن ریدس. شما باید بسته‌های مختلف را به پناه ‌گاه‌هایی که در نقشه پخش شده‌اند برسانید. البته باید…

  • نقد و بررسی

    ولهلا: مکانی برای آرامش

    اگر از من بپرسید ژانر مورد‌علاقه‌ات چیست؟ قطعا جواب می‌دهم بازی‌های ایندی. من عاشقشانم. سازنده‌ها این قدرت را دارند که هر چه که در ذهنشان است را به تصویر بکشند به همین دلیل است که بازی‌های این ژانر از همه نظر با یگدیگر متفاوت‌اند. همینطور وقتی جزئیات ریز و کوچک این بازی‌ها را پیدا می‌کنید عشق سازنده به اثر را درک می‌کنید، حسی که جایش در خیلی از بازی‌های بزرگ امروزی خالی است. Va-11 Hall-a یا همان ولهلا قطعا یکی از بهترین بازی‌های این ژانر است(توی یه بار در سال ۲۰۷۹ باید برای مشتری‌ها نوشیدنی درست کنید دیگه از زندگی چی می‌خواین!). شما کنترل جیل را در دست می‌گیرید؛ پیش‌خدمتی…

  • نقد و بررسی

    گریس: نبرد با تاریکی(یا افسردگی!)

    این ماه به هیچ وجه ماه خوبی برایم نبود. پشت سر هم بازی‌های ضعیف، پر از باگ و ناتمام را تجربه کردم؛ که هم وقت و هم اینترنتم را به باد دادند. ولی خوشحالم که گریس لذت بازی‌کردن را به من برگرداند. من یه طرحی رو از یه همکار دیدم و ایده‌ی یه دنیای بی‌رنگ که رنگش رو با پیشرفت بازیکن در اون دنیا بازیابی می‌کنه به ذهنم اومد. می‌خواستم که بازی حس یه تصویر بزرگ رو داشته باشه و برام سخت بود که از المان‌های تکراری استفاده کنم. اما در آخر اون بالانس رو پیدا کردیم ولی راحت نبود کانرد روزت کارگردان خلاق بازی ژانر واکینگ سیمولاتور همیشه طرفدارهای…

  • نقد و بررسی

    ویچر ۳: بازی درباره‌ی عشق

    کمتر، بیشتر، بینشون، هیچ فرقی نداره. معنی مشخصی نداره و درجش دلبخواهیه. من یه راهب نیستم و تو زندگیم فقط کار خوب نکردم. ولی اگه قراره بین دو شیطان یکی رو انتخاب کنم، ترجیح می‌دم هیچ انتخابی نکنم برای توصیف کردن بازی مورد علاقه‌تان یا در کل یک بازی خیلی خوب از چه کلماتی استفاده می‌کنید؛ «داستانش عالی نوشته شده»، «مناظر بازی واقعا نفس‌گیرن»،«کاراکترهای بازی به یاد ماندنی‌اند» و…. ویچر ۳ برای من خیلی بیشتر از این جملات است، به طوری که توصیف آن کار دشوار و زمان‌بری خواهد بود. ولی اگر بخواهم ویچر ۳ را در یک جمله شرح بدهم می‌گویم: «یک بازی است که پس از تمام کردن…

  • نقد و بررسی

    بررسی کتاب‌های ویچر

    دیروز بود که هشتمین و آخرین کتاب ویچر را تمام کردم. واقعا خوشحالم که  Andrzej Sapkowski کارش را به‌عنوان نماینده‌ی فروش ادامه نداد و نویسندگی را انتخاب کرد. طبق گفته‌ی خودش می‌خواست یکی از داستان‌های قدیمی لهستانی را که درباره‌ی کفاشی است که اژدهایی‌ را می‌کشد را عوض کند و به‌نوعی واقعی‌ترش کند. او در مصاحبه‌ای با یوروگیمر گفت: همش دروغه. کفاش‌ها کفش درست می‌کنن، اونا هیولا نمی‌کشن. سرباز‌ها و شوالیه‌ها؟ بیشترشون احمقن. کشیکا‌هم که فقط دنبال پولن. پس کی هیولا می‌کشه؟ آدمای حرفه‌ای. تو از کفاش‌ها که کمک نمی‌گیری، از یه فرد حرفه‌ای کمک می‌گیری. خب منم اون فرد حرفه‌ای رو ساختم پس او آخرین آرزو اولین کتاب سری…

  • نقد و بررسی

    بررسی ویچر ۲ و دنیای آن

    سلام شایگان هستم و امروز به نقد و بررسی بازی ویچر ۲ می‌پردازیم. ویچر ۲ نسبت به بازی اول این سری در تمام زمینه ها پیشرفت زیادی کرده است. با ساختن یک موتور بازیسازی جدید، گرافیک بازی به صورت چشمگیری بهبود یافته، که باعث شده طراحان گرافیک مناظر زیبایی بسازند، دنیا را بزرگ‌ تر کنند، به جزئیات توجه بیشتری کنند و این حس را به مخاطب بدهند که انگار این دنیا واقعی است. برنامه‌نویسان هم توانسته‌اند با الهام گرفتن از دیگر بازی‌ها و نگه داشتن فرمول اصلی مبارزه‌ی ویچر، گیم‌پلی بازی را لذت‌بخش‌تر کنند. نویسندگان هم با بهره گرفتن از رمان‌های زیبای ویچر، استفاده کردن از این دنیای بزرگ و…