• نقد و بررسی

    دث استرندینگ: نفسی تازه

    فکر کنید که رئیس یک شرکت غول‌آسای بازی‌های کامپیوتری هستید. چند دقیقه بعد با بازی‌ساز جوانی جلسه دارید. تصمیم دارید که اگر ایده‌ی نو و جالبی را ارائه داد بودجه‌ای را در اختیارش بگذارید تا بازی را برای شما بسازد. شما از این فرد خیلی چیز‌ها شنیده‌اید. می‌دانید که مغز متفکر پشت بازی‌های متال گیر است و ٰژانر مخفی‌کاری را به وجود آورده است. خب این آقا وارد می‌شود، سر میز می‌نشیند و شروع به صحبت کردن می‌کند. او به شما می‌گوید که کاراکتر اصلی یک پیک موتوری است؛ البته با بازی نورمن ریدس. شما باید بسته‌های مختلف را به پناه ‌گاه‌هایی که در نقشه پخش شده‌اند برسانید. البته باید…

  • چیزایی که این ماه دیدم

    فیلم‌هایی که دیدم: آذر ۹۸

    این ماه می‌خواستم فیلم‌های بیشتری ببینم؛ ولی متآسفانه یا خوشبختانه دث استرندینگ تمام وقتم رو قورت داد. عاشقش شدم و این یکی دو هفته هرچی وقت آزاد داشتم رو صرفش کردم. اینجوری هم که من بازی می‌کنم و فصل امتحاناتی که پیش رومه فکر نکنم فیلم‌هایی که این ماه دیدم: دی ۹۸ رو داشته باشیم. به هر حال تمام سعیم رو می‌کنم. این ماه شروعی غیرطوفانی داشتم! اول Rosemary’s Baby را دیدم که آنقدر تعریفش را شنیده بودم چاره‌ی دیگری نداشتم. بسیار برایم خسته‌کننده بود. آنقدر خسته‌کننده که توان دیدن بیشتر از ۷۰ دقیقه را نداشتم. داستان برایم جذاب نبود، تدوین فیلم عجیب بود و در کل هیچ ارتباطی با…

  • نقد و بررسی

    ولهلا: مکانی برای آرامش

    اگر از من بپرسید ژانر مورد‌علاقه‌ات چیست؟ قطعا جواب می‌دهم بازی‌های ایندی. من عاشقشانم. سازنده‌ها این قدرت را دارند که هر چه که در ذهنشان است را به تصویر بکشند به همین دلیل است که بازی‌های این ژانر از همه نظر با یگدیگر متفاوت‌اند. همینطور وقتی جزئیات ریز و کوچک این بازی‌ها را پیدا می‌کنید عشق سازنده به اثر را درک می‌کنید، حسی که جایش در خیلی از بازی‌های بزرگ امروزی خالی است. Va-11 Hall-a یا همان ولهلا قطعا یکی از بهترین بازی‌های این ژانر است(توی یه بار در سال ۲۰۷۹ باید برای مشتری‌ها نوشیدنی درست کنید دیگه از زندگی چی می‌خواین!). شما کنترل جیل را در دست می‌گیرید؛ پیش‌خدمتی…

  • چیزایی که این ماه دیدم

    فیلم‌هایی که دیدم: آبان ۹۸

    چند وقتی بود که به فکر یک سری مقاله‌ی جدید برای سایتم بودم. اولین ایده‌ای که به ذهنم رسید بازی‌هایی که این ماه بازی کردم بود. ولی ایده‌ی زیاد جالبی نیست چون درباره‌ی تقریبا ۸۰٪ بازی‌هایی که بازی می‌کنم، مطلب می‌نویسم. پس این ایده‌ی فیلم‌هایی که این ماه دیدم برایم جذاب‌تر بود چون نه تنها یک سری مقاله‌ی جدید بود بلکه فرصت نوشتن درباره‌ی فیلم و سریال را بهم می‌داد.(که به تقلید یکی از یوتوبرایی که دنبال می‌کنمه به اسم کارستن رانکوئست ولی درباره‌ی آن حرف نزنیم) این ماه را با Rear Window اثر آلفرد هیچکاک شروع کردم؛ با بازی گریس کِلی و جیمز استوارت. من دوست دارم سال‌های بین…

  • بررسی کوتاه

    بررسی کوتاه: شاول نایت

    در زمان‌های کهن، سرزمین‌ها بی‌پروا بودند و ماجراجویان افسانه‌ای در آن‌ها پرسه می‌زدند. میان این قهرمانان نام هیچکس درخشان‌تر از شاول نایت و شیلد نایت نبود جادوگر و دستیارانش عشق شما شیلد نایت را زندانی کرده‌اند و این در دستان شما و بیلِتان است که دشمنانتان را شکست دهید و او را نجات دهید. ایده‌ای ساده که بسیار حرفه‌ای پیاده‌سازی شده. از لحظه‌ای که شاول نایت را شروع می‌کنید شباهت زیادی را با سری بازی مِگا‌من احساس می‌کنید. جفت بازی‌ها باس‌هایی دارند که هر کدام قدرت و مرحله‌ی خاص خود را دارند، جفت کاراکتر‌ها می‌توانند از قدرت‌های مختلف استفاده کنند و در کل نحوه‌ی چیدش مراحل بسیار شبیه است. البته…

  • نقد و بررسی

    گریس: نبرد با تاریکی(یا افسردگی!)

    این ماه به هیچ وجه ماه خوبی برایم نبود. پشت سر هم بازی‌های ضعیف، پر از باگ و ناتمام را تجربه کردم؛ که هم وقت و هم اینترنتم را به باد دادند. ولی خوشحالم که گریس لذت بازی‌کردن را به من برگرداند. من یه طرحی رو از یه همکار دیدم و ایده‌ی یه دنیای بی‌رنگ که رنگش رو با پیشرفت بازیکن در اون دنیا بازیابی می‌کنه به ذهنم اومد. می‌خواستم که بازی حس یه تصویر بزرگ رو داشته باشه و برام سخت بود که از المان‌های تکراری استفاده کنم. اما در آخر اون بالانس رو پیدا کردیم ولی راحت نبود کانرد روزت کارگردان خلاق بازی ژانر واکینگ سیمولاتور همیشه طرفدارهای…

  • بررسی کوتاه

    بررسی کوتاه: مینیت

    اگر تنها ۶۰ ثانیه می‌توانستید زندگی کنید چه کار می‌کردید؟ این سوالی است که دائما باید هنگام بازی کردن مینیت از خود بپرسید. کاراکتر دوست‌داشتنی ما بعد از برداشتن یک شمشیر طلسم شده تنها ۱ دقیقه می‌تواند زنده بماند و پس از آن می‌میرد و دوباره به خانه‌اش برمی‌گردد. ولی خوشبختانه ابزار و وسایلی که جمع می‌کنید پس از مرگتان با شما همراه هستند. با استفاده از آن‌ها و کشف‌ خانه‌های جدید در نقاط مختلف نقشه باید پازل‌های بازی را حل کرده و آن‌ را به پایان برسانید. میان ماجراجویی‌هایتان با کاراکتر‌های بامزه‌‌ی مختلفی آشنا می‌شوید و هر کدامشان به نوعی شما را راهنمایی می‌کنند. البته این راهنمایی‌ها واضح نیستند…

  • بررسی کوتاه

    بررسی کوتاه: کاتانا زیرو

    من خیلی بیشتر از افراد دیگه روی بازیم کار کردم. درکل مدت بیشتری هم هست که دارم بازی می‌سازم. من از سال ۲۰۰۴ دارم بازی می‌سازم و این چیزی بوده که از اولش هم می‌خواستم بسازم جاستین استندر سازنده‌ی بازی تنها بازی که بعد از به قتل رساندن صد‌ها آدم به خانه‌ام برمی‌گردم، چای سبز می‌نوشم و به دنبال عروسک یک دختر بچه می‌گردم بی‌شک کاتانا زیرو است؛ ترکیب خاصی از گیم‌پلی نو و جذاب، آرت‌استایل خیره‌کننده و داستانی جالب و پر رمز و راز شما را به صندلی‌تان میخکوب خواهد کرد. از پخش شدن تِرک منوی اصلی تا پایان خارق‌العاده‌ی بازی بسیار واضح است که کاتانا زیرو با عشق…

  • یادداشت شخصی

    یادداشت‌ شخصی: Elder Scrolls Oblivion بهترین بدترین بازی که تو عمرم تجربه کردم

    آبلیویِن مشکل داره؛ مشکلات زیادی داره. قبل از بازی کردن یه پَچ غیر رسمی که توسط طرفدارای بازی ساخته شده بود رو نصب کردم. که ۲۵۰۰ باگ و ۷۰۰۰۰ اِرور جایگذاری غلط اشیاء رو برطرف می‌کرد. بله درست خوندید. لیست کامل باگ‌های برطرف شده رو می‌تونید اینجا ببینید. به طرز عجیبی بازیم تو ۱۸ ساعت اول ۲ بار کِرَش کرد و خیلی مشکلاتی که باهاشون برخوردم با هیچ پچی قابل درست شدن نبودن. ولی بازهم ازش لذت بردم. آبلیوین نه داستان اصلی جذاب بازی قبلی خود ماروئیند [1]رو داره و نه دنیای عظیم نفس‌گیر اسکایریم رو. سازندگان از آبلیوین بیشتر به عنوان یه زمین بازی استفاده کردن تا ایده‌های جدید…

  • بررسی کوتاه

    بررسی کوتاه: زیرو رِینجِر

    وقتی زندگی بهت پرتغال میده، تو یه بازی می‌سازی! نقل قولی از سازندگان بازی زیرو رینجر اولین بازی گروهی فنلاندی به اسم System Erasure است. گروهی تشکیل شده از علاقه‌مندان به بازی‌های کامپیوتری به خصوص ژانر شوتم آپ. ساخت این بازی با اسم رمزی غول آخر در سال ۲۰۰۸ شروع شد؛ نزدیک به ۱۰ سال بعد یکی از بهترین بازی‌های این ژانر راهی بازار شد. سفینه‌ی A به نبرد گروهی از آدم فضایی‌ها به نام «سبز نارنجی‌ها» رفته و دیگر برنگشته است؛ این به دست سفینه‌ی B و C است که به نجات A بروند و او را از دست دشمن اصلی بازی یعنی «گریپ‌فروت» نجات دهند. همینطور بازی فقط…